دل دیدنی های شهر سرب و سراب/فرگرد443

من چه بسيار انسان هايي را ديدم كه در بيست سالگي مردند،اما در هفتادسالگي به خاكشان سپردند. انسان در همان لحظه اي مي ميرد كه احساس كند ديگر كاري از او ساخته نيست!!
(با الهام از سخنان صادق هدايت و ژان پل سارتر)
من سخت ترين شكنجه را آن گاه احساس كردم كه ديدم نمي توانم كسي را دوست بدارم و دل را به او بسپارم.
(با الهام از سخن فئودور داستايوسكي)
من اوج جوشش اراده و كوشش انسان آزاده را ديدم كه غرور كوهسار را درهم مي شكست و با پاي سر،به خيل پايداران مي پيوست.
من «برداشت همگاني مردم از يك واقعيت اجتماعي» را مهم تر از خود آن« واقعيت »ديدم. بايد رسانه هاي آزاد و تريبون هاي ارشاد ،واقعيت ها را بي پرده و عريان و با شيوه اقناعي براي مردم تبيين كنند.
من دهكده اي را در چين ديدم با مردمي كوتوله ،اما نقص اصلي انسان را نه در كوتولگي قد و قامت،كه در كوتاهي انديشه و كرامت ديدم.
ادامه دارد...
شفیعی مطهر
نظرات شما عزیزان:
موضوعات مرتبط: قطعه ادبي
تبادل
لینک هوشمند
برای تبادل
لینک ابتدا ما
را با عنوان
وب نامه شفیعی
مطهر و
آدرس
modara.LoxBlog.ir
لینک
نمایید سپس
مشخصات لینک
خود را در زیر
نوشته . در صورت
وجود لینک ما در
سایت شما
لینکتان به طور
خودکار در سایت
ما قرار میگیرد.