انسان در اسارت ماشینیسم!
من انسان را در« اسارت ماشین» و انسانیت را در« حقارت ماشینیسم» دیدم.
ماشین آمده بود تا در خدمت «بشر» باشد،نه« شر»؛
اما چنان فربه شد كه سازنده خود را بلعید و اندیشه اش را خرید.
(شفیعی مطهر)
موضوعات مرتبط: دل دیدنی های شهر سرب و سراب
«روند کلاشی»،سرآغاز« فرایند فروپاشی»
من در این شهر کسانی را دیدم پر از حرص و آز با دست هایی دراز؛
دست هایی که برای بهره كشی از« شیب استثمار» و «نشیب استحمار»،
از فراز «قله ثروت» به سوی فرود «دره عسرت» دراز شده بود.
هر كس خون ضعیف تر از خود را می مكید و در تنور فقر می دمید.
...و در نتیجه جامعه را به سوی« کلاشی» و نظام را به سوی« فروپاشی» سوق می دادند!!
زیرا «روند کلاشی»،سرآغاز« فرایند فروپاشی» است!
(شفیعی مطهر)
کلاش(با تشدید «ل») : قلاش،بیکار،ولگرد،مفتخور(فرهنگ عمید)
موضوعات مرتبط: دل دیدنی های شهر سرب و سراب
قابلیت اصیل انسان
من هیچ نوزادی را ندیدم كه احمق زاده شود؛
بل كه این نظام آموزشی سفله پرور و مدارس نابارور است كه جلوی رشد آنان را می گیرد.
انسان اصیل،موجودی نبیل است،
این مربی پریش و معلم دگم اندیش است که او را قالبی می پرورد و از اوج گیری شخصیتی جلو می گیرد!
(شفیعی مطهر)
نبیل: هوشیار،تیزخاطر،باذکاوت،زیرک،صاحب فضل ،فاضل،بزرگ،کبیر،نجیب(فرهنگ معین)
موضوعات مرتبط: دل دیدنی های شهر سرب و سراب
پویایی و پایایی
من انسان را چون دوچرخه سواری ديدم كه حياتش در گروي حركت و زندگي اش وابسته به سرعت است.
او تا پویاست،پایاست و چون دمی پویایی را نپاید،پایایی را نشاید.
لختي ايستايي و لحظه اي درنگ او را به سراشيبي سقوط و هلاكت مي اندازد.
(شفیعی مطهر)
موضوعات مرتبط: دل دیدنی های شهر سرب و سراب
استفاده ابزاری از دین
من دین یزدانی و آیین آسمانی را نردبانی دیدم که پیامبران برای رفتن بنی آدم از زمین به آسمان تقدیم بشریت کرده اند .
حال اگر بعضی از خودکامگان زورگو و دنیاپرستان ستیزه خو از آن برای بالا رفتن از دیوار خانه مردم استفاده می کنند، مشکل از مصرف کننده کژآیین است، نه از اصل دبن !!!
این رسالت باورمندان دین و گروندگان آیین است که خرد را در باور آمیزند و با خودکامگان بستیزند!
(شفیعی مطهر)
موضوعات مرتبط: دل دیدنی های شهر سرب و سراب
موضوعات مرتبط: دل دیدنی های شهر سرب و سراب
موضوعات مرتبط: دل دیدنی های شهر سرب و سراب
موضوعات مرتبط: دل دیدنی های شهر سرب و سراب
موضوعات مرتبط: دل دیدنی های شهر سرب و سراب
موضوعات مرتبط: دل دیدنی های شهر سرب و سراب
موضوعات مرتبط: دل دیدنی های شهر سرب و سراب
موضوعات مرتبط: دل دیدنی های شهر سرب و سراب
موضوعات مرتبط: دل دیدنی های شهر سرب و سراب
موضوعات مرتبط: دل دیدنی های شهر سرب و سراب
روایت هایی از رویت شهر هرت
یا شهر سرب وسراب(1)
ادامه دارد...

موضوعات مرتبط: دل دیدنی های شهر سرب و سراب
دل دیدنی های شهر سرب و سراب(2)
کاه یا گندم؟!
من كشاورزاني را ديدم كه گندم مي كاشتند
و به گاه درو ، كاه را برمي داشتند
و گندم را فرومي گذاشتند!
(شفیعی مطهر)
موضوعات مرتبط: دل دیدنی های شهر سرب و سراب
دل دیدنی های شهر سرب و سراب (۱)
سال هاست كه از شهر هرت ،رويت ها داشتم و روايت ها نگاشتم ؛ از اين شهر شهير و دیار تزویر ، قصه ها نوشتم و غصه ها سرشتم ؛ اما هماره در اين انديشه بودم كه بر اين ديار همجوار و حصار انحصار گذري و سفري در عرصه مجاز و قلمرو غماز داشته باشم.
اكنون فرصتي ديدم و سفري را آغازيدم . اين دفتر سفرنامه من است از اين شهر شگفت انگيز و ديار رنگ آميز ؛ شهري سيراب از سرب و سراب و تشنه جرعه اي از آفتاب !
حفظ«وحدت» با نفی «وحدانیت»
من شهری را دیدم که برای ایجاد وحدت ، مردم را قالب گيري! مي كردند
و براي حفظ اين وحدت يك دستگاه ماشین چمن زني اختراع كرده بودند كه هر كس قد و اندازه فكر و انديشه اش بيشتر رشد مي كرد و از ديگران فراتر مي رفت،
سرآمد او را مي بريدند تا وحدت كاملا حفظ شود.
هر روز صبح در اين پادگان فكري همه انديشه ها را به خط مي كردند و فرمانده شعورها با يك فرمان نظامي : از جلو نظام !! همه انديشه هاي متجاوز از حد و حدود را مشخص مي كرد و به دست تيغ ماشين جمن زني مي سپرد!
...و بدین سان با نفی«وحدانیت»،«وحدت»را برقرار می کردند!!
موضوعات مرتبط: قطعه ادبيدل دیدنی های شهر سرب و سراب
تبادل
لینک هوشمند
برای تبادل
لینک ابتدا ما
را با عنوان
وب نامه شفیعی
مطهر و
آدرس
modara.LoxBlog.ir
لینک
نمایید سپس
مشخصات لینک
خود را در زیر
نوشته . در صورت
وجود لینک ما در
سایت شما
لینکتان به طور
خودکار در سایت
ما قرار میگیرد.